يا فاطمه زهرا

 « نور لباس بهشتي و مسلمان شدن »

 

چون حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها پيراهن كهنه وصله داري داشت ، پيامبر پيراهن نو و جديدي براي شب عروسي و زفاف دخترش فاطمه مهيا نمود . ناگاه سائل و گدائي در خانه او آمد و گفت : از خانه نبوت پيراهن كهنه اي مي خواهم . حضرت زهرا خواست پيراهن كهنه را به او بدهد ، متذكر قول خداي تعالي شد كه مي فرمايد :« لن تنالوا البرّ حتّي تنفقوا ممّا تحبّون . هرگز به نيكي نمي رسيد تا از آنچه دوست داريد انفاق كنيد . »

پيراهن شب عروسي را به سائل داد ، چون نزديك زفاف و عروسي شد . جبرئيل نازل شد و گفت : « اي محمد خدا تو را سلام مي رساند و مرا امر فرموده كه بر فاطمه سلام كنم و خداوند  هديه اي كه از لباس ها و جامه هاي بهشت سندس سبزاست  براي او فرستاده . » جبرئيل سلام خدا را به فاطمه رساند و آن پيراهن را  كه از بهشت آورده بود به اوپوشانيد . رسول خدا آن را با عبا پيچيد و جبرئيل بال هاي خود را روي عبا پيچيد تا نور پيراهن زهرا به چشم ها نرسد چون فاطمه در ميان زنهاي غير مسلمان نشست هر يك از آن زنها شمعي در دست داشتند و حضرت زهرا چراغي داشت . آنگاه جبرئيل بال خود را برداشت و عبا را عقب زد طبق هاي نور مشرق و مغرب را فرو گرفت و چون نور آن لباس بهشتي به چشم هاي زن هاي غير مسلمان رسيد كفر از دل آنها بيرون رفت و شهادتين را ظاهر كردند يعني مسلمان شدند .

 

 

 29fpcsl.gif 

 

 

  « آدم گفت : اين دختر كيست كه نور روي او همه بهشت را روشن كرده »

 

 

 


از امام حسن عسكري روايت شده چون خداوند آدم و حوّا را در بهشت خود آفريد به خود باليدند و افتخار كردند . حضرت آدم به حضرت حوّا فرمود :  « خداوند آفريده اي نيكوتر از ما نيافريده » .

خدا به جبرئيل وحي نمود كه دو بنده مرا در فردوس اعلي بياور ، چون داخل فردوس شدند دختري را بالاي فرشي از فرشهاي بهشتي ديدند كه بر سر او تاجي از نور ودر دو گوش او گوشواره است از نور ، كه نور آنها همه بهشت را از خوش روئي او روشن كرده است .

آدم گفت : «اي حبيب من جبرئيل ! اين دختر كيست كه نور روي او همه بهشت را روشن كرده » .

جبرئيل فرمود :‌« اين فاطمه دختر محمد است كه از فرزندان تو مي باشد » .

آدم گفت : « اين تاجي كه بر سراوست چيست ؟ »

جبرئيل فرمود :‌« شوهر او علي بن ابيطالب است »

آدم گفت :‌« اين دو گوشواره در گوش اوست چيست ؟‌»

جبرئيل فرمود :‌« دو فرزندش حسن و حسين .‌»

آدم گفت :‌« اي جبرئيل ! آيا قبل از من آفريده شدند ؟‌»

جبرئيل فرمود :‌« ايشان موجود بوده اند پيش از اينكه تو آفريده شوي . »

 

 


/ 2 نظر / 13 بازدید
باران

سلام...وبلاگ جالبی داری...خوشحال می شم اگه به منم سر بزنی.