وقتـــــای بـــی تـــابی

دنیا همان یک لحظه بود آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

 

 

شاید از همه کسانی که دخیل بسته اند ، من گمنام ترینم .

نمی دانم آیا در این خیل انبوه نیازمند ، در محدوده ی نگاه تو هستم یا نه ؟

وقتی به ضریحت خیره می شوم ، آسمان چشمانم ستاره می بارد تا شاید تو ماه چشمانم شوی

دست هایم خالیست و جز عشق تو چیزی در دل ندارم . شنیده ام خیلی مهربانی و به این امید ، دلم را به تو داده ام

بی کس ام را فقط تو می بینی . ای ضامن چشمان آهو ، دل شکستگی ام را دریاب .


نوشته شده در ۱۳۸٦/۱۱/٢۳ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ توسط ‍* محبوبه زمانی * نظرات ()