/style.css" type="text/css" rel="stylesheet" ?>/style.css" type="text/css" rel="stylesheet">

سرباز امام زمان (عج)

 نوشته: محمد تقي  شكري

   محضر شريف و مبارك مولا ، مقتدا رهبر و امام عزيزم سيد محمد ابا صالح المهدي حجه بن    الحسن العسگري (عج)

سلام عليكم . سلامي به بلنداي آفتاب در آغاز سخنم بايد بگويم :

اي ماه بطي تا به كي رخساره پنهان مي كني  

تا چند از هجران خود دلها پريشان مي كني

اي يوسف زهرا بگو كي ياد كنعان مي كني 

اي مهدي صاحب زمان كي رخ نمايان مي كني

مهدي جان : نمي دانم تا كي آرزوي ديدنت بايد در اعماق وجودم موجود باشد . نمي دانم چه وقت بايد روي ماهت را ببينم . نمي دانم چه وقت دست يداللهي تو بايد بر سرمان كشيده شود . نمي دانم تا كي بايد واژه انتظار در صفحه تاريخ ماندگار باشد . اما ميدانم روزي فرا خواهد رسيد تا به ظهورت كلمه انتظار از صحنه گيتي محو و نابود گردد .

اي سرور من : سوالي از شما دارم . بفرمائيد الان كجائيد ؟ آخه اين چه سوالي بود كه پرسيدم . شما در همه جا حضور داريد . در آسمان ها و كرات بالا در زمين و در اعماق دريا ها در هر جا كه عاشقت تو را صدا كند . اما ماها چشم بصيرت نداريم تا جمال دل آراي تو را ببينيم . بعضي ها فقط شب هاي سه شنبه و روز جمعه كه مي شود به يادت مي افتند و تو را صدا مي زنند . عده اي وقتيكه دچار مشكلات و گرفتاري ها مي شوند  تو را طلب مي كنند . عده اي نيز وقتي كسالتي پيدا مي كنند تو را مي خواهند . برخي هم براي اينكه به پست و مقامي برسند دست به دامان تو مي زنند و مي گويند : مهدي جان به فرياد ما برس و معلوم نيست كه روز ها را با چه كسي به شب و شب ها را به روز سر مي كنند . اما مي دانم كه غياث المستغيثيني . يعني تنها براي يك موقعيت خاص نيستي بلكه در همه لحظه ها ، دقايق ساعات و روز ها بايد به يادت كه يگانه منجي عالم بشريت هستي باشيم .

اي آقاجان : شما سيصد و سيزده يار مي خواهي آنهم يار ويژه و شنيديم كه غير از اين ده هزار نفر ديگر هم يار عمومي داريد . اما مشخص شد يكي از سيصد و سيزده يار ويژه شما كيست :

نقل مي كنند در اصفهان ، شخصيت بزرگواري بنام آيت الله صديقين مي زيسته است و هر كسي كه استخاره خيلي مهمي داشت به ايشان مراجعه مي نمود و استخاره او نيز به قول معروف رد خور نداشت و هر چه كه مي گفت همان مي شد . آن عالم بزرگوار در شبي از شب ها خوابي ديد و اين خواب را به بيت محترمه خود بيان كرده و گفت : من تا يك هفته ديگر بيشتر زنده نيستم و تا زمانيكه حيات دارم خوابم را با كسي در ميان مگذاريد و همين هم شد يعني آن مرد بزرگ پس از يك هفته دار فاني را وداع كرده است . اما خوابش چه بود ؟ او در خواب كعبه معظمه را زيارت كرد و ديد روي كتيبه هاي خانه خدا نام 313 يار مخصوص آقا نوشته شده است هر كاري كرد تا اسامي را بخواند نتوانست و به عبارتي خوانا نبودند . اما ديد يكي از اين كتيبه ها جلو آمد ونوشته شده بود : سيد علي خامنه اي . صلوات نداره ؟

آري اي امام منتظر تو حافظ نظام مقدس اسلامي مائي . بار ها و بار ها در دوران 8 سال دفاع مقدس شاهد عنايات حضرت عالي بوديم .

اما با همه اين وجود خواهشي از شما دارم و آن اينكه :

به جان احمد ، به جان حيدر ، با فاطمه مادرت هر چه كه هستم دل به تو بستم مرا مران از درت مريد ، مخلص نوكر و سرباز كوچك شما اگر لايق باشم . سيد حسين مطهري از چالوس از كليه عزيران دست اندركار به جهت برگزاري چنين مسابقه اي صميمانه سپاسگزارم .

السلام عليك يا اباصالح المهدي

سلام بر آخرين حجت خدا روي زمين منتقم خون حسين عليه السلام . آشكار كننده قبر زهراي اطهر سلام الله عليها بر هم زننده كفر و عدالت گستر جهان .

اميدوارم كه وجود نازنينت سلامت و از هر گونه رنج و تعب مسلمين در امان باشد و مولايم آقايم من كه خود حجابم و لياقت ديدن چهره دلربا و شنيدن صداي دلنشين تو را ندارم اما مطمئن هستم كه از احوال همه پيروانت با خبري و خوش به حال كساني كه لحظه اي را با ديدن جمال دلربايت سپري كرده اند

گفتم شبي به مهدي از تو نگاه خواهم گفت كه من هم از تو ترك گناه خواهم كه مصداق اين شعر پر مغز « ضمه جاوداني و نوراني از عنايت مولا » توسط يكي از رزمندگان مخلص و عاشق امام زمان ( عج ) را به ياد آورد كه : د ر عرضه دفاع مقدس در رمله سوسنگرد نزديك به امام زاده زين العابدين درگيري شديدي بين نيروهاي ايراني و عراقي در گرفت علي الخصوص اينكه دشمن قصد حمله و پيشروي را داشت و آتش گلوله هايش برسد باريدن گرفت و شير مردان خميني « ره » همچنانكه به دفاع مشغول بودند و زير لب ذكر يا مهدي ادركني و...  داشتند ناگاه مردي سبز پوش و سوار بر اسبي سفيد را مشاهده كرد كه از فراسوي آيينه ها قدم بر خاك گذارد و در دست اين فرد حيدري شمشيري قرار داشت و شيهه اسبش گوش زمين را كر مي كرد و بعد از مدتي نه تنها از توپ و تانك و زير دريايي و خلاصه ادوات جنگي خبري نبود بلكه فرداي آن روز متوجه شدم كه دشمن 8 كيلومتر نيز عقب نشيني كرده است . آقا صاحب الزمان ! قسم به‌آن لحظه اي كه قنداقه زيبايت به دست امام حسن عسگري (ع) رسيد و خوشحال شد چشمان گنهكار ما را نيز به ديدار رويت روشن بگردان و به ما اين لياقت را بده كه خود را وقف خدمت به اسلام و مسلمين نموده زمينه ظهورت را فراهم كنيم كه اين افتخار بزرگ با مهر قبولي شما تأييد خواهد شد انشاء ا... آقا و مولايم : تو مي داني كه چه كوله بار سنگيني از اندوه دوري و انتظارت را بر دوش مي كشم كاش مي آمدي و مي ديدي كه چقدر دلتنگم بيا بيا تا عدالت علني را دوباره در جهان شاهد باشيم بيا تا كوچه هاي غبار گرفته از انحرافات و بدعت ها را با عطر وجود خود معطر سازي . 



                                                     بر گرفته از سايت http://www.tebyan-babol.ir



تاريخ : ۱۳۸٦/۳/٢ | ٩:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : ‍* محبوبه زمانی * | نظرات ()

  • وب وب | وب میله