وقتـــــای بـــی تـــابی

دنیا همان یک لحظه بود آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

 

تا که بودیم نبودیم کسی

کشت ما را غم بی همنفسی

تا که رفتیم همه یار شدند

خفته ایم و همه بیدار شدند

قدر آیینه بدانیم چو هست

نه در آن وقت که اقبال شکست

 

[ ۱۳۸۸/٢/٢٤ ] [ ۳:٠٧ ‎ب.ظ ] [ ‍* محبوبه زمانی بابگهری * ] [ نظرات () ]


عاشقان سلام

 

 

آدما آسمون و میخوان چکار
کاش می شد سهم پرنده ها بشه
کاش می شد تو هیچ دلی غم نباشه
دل مردم خونه خدا بشه

خونه خدا همین جاست تو دلها
اگه با همدیگه مهربون باشیم
کاش می شد پرنده شد پر زد و رفت
کاشکی ما از خاک آسمون باشیم

این شبها بارون تنهایی میاد
شادی ها به دیدن غم نمیرن
چرا مثل قدیما آدما
به زیارت دل هم نمیرن

منم عاشقم، منم از عاشقام
خاطر عاشقارو خیلی میخوام
عاشقان سلام ، عاشقان درود
عاشقان درود ، عاشقان سلام




نظر بدیننگران

 

[ ۱۳۸۸/٢/۱٧ ] [ ٢:٤٠ ‎ب.ظ ] [ ‍* محبوبه زمانی بابگهری * ] [ نظرات () ]